نـــــــــارون
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید

عنوان مقاله:معرفي كتاب: چشمه خورشيد

چشمه خورشید

مصطفا دلشادتهرانی

انتشارات اندیشه جوان

چاپ اول1377


مؤلف: دکتر بخشعلی قنبری

نهج‏ البلاغه از منابع اصلي و اصيل اسلامي است كه به دليل محتواي غني و صورت آراسته و مسجع منبعي درخور براي بسط معارف ديني و وسيله مناسبي جهت تأمين باورهاي ديني و آموزه ‏هاي تكريم انسانيت به لحاظ معنايي بوده است. از نقطه نظر صورت ‏پردازي هم با توجه به كاربرد صنايع گوناگون ادبي در آن، از نوادر كتبي است كه ذوق اهل ادب را به خود جلب كرده و باعث فربهي و غناي زايدالوصف زبان و ادب عربي در درجه اول و زبان فارسي در درجه دوم و زبان انگليسي در مراتب بعدي بوده است.

بي‏شك كتبي از اين دست از آن جهت مطمح نظر و انديشه ‏اند كه خود حامل معرفتي عظيم و ساختار گفتاري و واژگاني بي‏ بديل‏ اند. براي تقريب ذهن مي‏توان در سطوح پايين نسبت به منابع مقدس در ميان مسلمانان فارسي‏ زبان گلستان سعدي را ياد كرد كه همچنان به لحاظ محتواي ديني، اخلاقي و انساني‏اش و به لحاظ ادبي و صورتگري‏ اش تكامل‏ بخش ادب و اديبان پارسي شده است. نهج ‏البلاغه نيز در سطح بالا و به عنوان يك اثر مقدس اين نمود را به نحوي كامل از خود نشان داده است.

به يقين مي‏توان نهج‏ البلاغه را منبع شناخت امور مهمي چون خداشناسي و خدايابي، پيامبرشناسي و الگوخواهي، دين‏ شناسي و دين‏باوري، انسان‏شناسي و مردم‏ خواهي و كمال خواهي دانست. علي (ع)، پديدآورنده اين اثر سترگ خود، در مكتوبه‏ اش و اثر آسان‏ ياب و ژرف‏خواهش آدميان را به اين امور مهم تذكار داده است. خدايي كه نهج ‏البلاغه تجلي‏ كننده تصويري از اوست؛ خدايي است. دلنشين و محبوب و محتشم، از يك سو جذاب است و دلربا و از سويي ترساننده است در كمين بندگان نشسته؛ از سويي حيات‏بخش است و از ديگر جنبه مرگ‏ آفرين و ميراننده؛ «و اعلم ان مالك ‏الموت هو مالك‏ الحياة»1 و اگر خدا بخشنده و بخشاينده است محروم‏ كننده و تنبيه‏ كننده هم هست؛ «ان بيده‏ العطاء و الحرمان»... و خلاصه خدايي كه در نهج ‏البلاغه معرفي شده خدايي گونه‏ گونه، متنوع، دلكش و حيرت ‏انگيز است و اگر اندك غفلتي از شناخت او بر آدمي مسلط آيد در وادي حيرت (نه به معناي عرفاني ‏اش كه كمال است و آغاز راه) گرفتار مي‏آيد از حسرت و تعجب دندان بر زبان خواهد گزيد و بر پيشاني‏ اش مهر محروميت حك خواهد كرد، نه يادگار مهر و عطوفت! چنانكه جاهلان و جهل‏ پيشگان در همه اعصار آن را برگزيده‏اند؛ «فهم فيها تائهون حائرون جاهلون مفتونون»2.

لذا بنده خوب در نگره مولا علي(ع) كسي است كه نگريستن به يك جنبه و تصوير خدا، او را از جوانب و تصاوير (به تعبير عرفاني) او غافل نسازد و بايد كه در سفر باشد و آنگونه شود كه از تصويري به تصويري ديگر رو كند و از جمع آنها بهجت زده شود و محروم از لذت ديدار نگردد.

نالم و ترسم كه او باور كند      وزكرم آن جور را كم‏تر كند

عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد      بلعجب من عاشق اين هردو ضد3 ؛

زيرا: او جلوه ‏گري و عشوه‏ گري معشوقانه مي‏كند و عاشقان دلداده را به سوي خود جلب و جذب مي‏نمايد: از تو اي بي‏نقش با چندين صور هم مشبه هم موحّد خيره سر كه مشبه را موَحَّد مي‏كند كه موحِّد را صور ره مي‏زند4

باري نهج‏ البلاغه محمد (ص) را به عنوان نماينده خدا و الگوي انسان كامل معرفي مي‏كند چه او از ديد علي (ع) طبيب دوره‏ گردي است كه به پاي خود نزد بيمار مي‏رود و بي‏ منت و بي‏ رشوت به درمانگري او مي‏پردازد؛ طبيب دوّار بطبه قد احكم مراهمه واحمي مواسمه»5 و در مردم‏شناسي و الگودهي به آنان از زبانش خطبه غرّاي همام سرريز و از كاسه وجودش گفتارهاي معنوي ديگر سرازير مي‏شود و...

همين هنرنمايي‏ ها بوده است كه اديبان و پژوهشگران را به سوي نهج ‏البلاغه رهنمون ساخته و اهل هنر و ادب را ستايشگر خود نموده است. به هر حال پژوهشگراني هم بوده ‏اند كه با قلم و قدم خود در صدد برآمدند تا مردم را از اين گنج پنهان آگاه سازند تا با روي‏آوردن به آن خود را از نعماتش برخوردار كنند و گرد محروميت را از چهره و دامن خود بفشانند. كتاب مورد نظر؛ «چشمه خورشيد» براي دستيابي به اين هدف نگاشته شده است.

در معرفي اين اثر ارزنده نكاتي به ذهن نگارنده مي‏رسد كه ذيلاً مي‏آيد: 1) اين اثر با زباني روان و ساده نوشته شده و از آنجا كه نويسنده محترم آن در حدي قابل قبول به زبان و ادب فارسي آگاه است و زبان مكتوب امروزي را خوب مي‏داند و آن را در نوشته‏ هايش بكار بسته است به نيكي از مزيت فارسي ‏نويسي درباره آثار عربي بهره برده است. اين ويژگي وقتي اهميت خود را نشان مي‏دهد كه اثر حاضر را با يكي از كتب هم موضوعش مقايسه كنيم. بي‏شك در آثار ديگر واژه‏هاي مغلق وجود دارند كه خواننده را به غايت خسته خواهند كرد. اما چنانكه اشارت رفت اثر حاضر از اين كاستي تا حد قابل پذيرش مبرّي است.

2) نكته و ويژگي و مزيت دوم اين اثر كه آن را كمابيش از ساير كتب مشابه جدا مي‏سازد در عين معرفي نهج ‏البلاغه به لحاظ نگرش تا حدي بيروني (نه به معناي معرفت‏شناختي آن) آن، خواننده را با واژه ‏ها و عبارات اين كتاب نيز آشنا مي‏سازد. منظور نگارنده اين نيست كه در آثار ديگر از سخنان امير مؤمنان(ع) شواهدي ذكر نشده است، بلكه قصد آن است كه مؤلف به گونه ديگر به اين مهم پرداخته است كه در نوع خود كم ‏نظير است. به تعبير روان‏تر مؤلف در كنار معرفي نهج ‏البلاغه خود نهج‏البلاغه را به فراخور حال و مقام آورده است و خواننده به طور طبيعي با روح و روش گفتار امير مؤمنان (ع) آشنا مي‏شود.

3) آوردن بخشي از ويژگي‏هاي بارز حضرت علي (ع) مطمئنا به غناي اثر افزوده است چه، خواننده علاوه بر آشنايي با كتاب نهج‏ البلاغه با پديدآورنده آن هم آشنا مي‏گردد. 4

) به طور كلي اين اثر امهات لوازم آشنايي با نهج ‏البلاغه را در بردارد.

5) نكته قابل تقدير و تأمل آن كه اين اثر از شواهد خارج از نهج‏ البلاغه هم برخوردار است و همين كار باعث شده تا اثر فوق از حالت يكنواختي خارج شده و طراوت لازم را در روح خواننده به وجود آورد و او را به اهميت نهج ‏البلاغه واقف سازد؛ نكته ويژه آن كه نويسنده از اشعار نغز و پرمغز از شاعران گرانمايه‏اي چون مولوي استفاده كرده و بر محتواي آن افزوده است.


6)معرفي نهج‏ البلاغه با بيان روشن و ساده و به دور از اصطلاحات مغلق فلسفي، شرعي و واژه‏هاي رايج در ميان اهل فن مطالعه اثر را بر همگان و حتي آنان كه كم‏ترين اطلاعي از متون ديني به ويژه نهج‏ البلاغه دارند، ميسور مي‏سازد. مؤلف كه خود اهل تعمق در فهم متون ديني است و تاكنون آثار زيادي در اين زمينه داشته است در نوشتن اين اثر هم جهد خويش را به كار بسته و در صدد آشناكردن حق‏طلبان با يكي از منابع حق‏ طلبي و انسان ‏سازي با نهج ‏البلاغه برآمده است.

به هر حال كتاب در يك مقدمه و در هشت بخش تنظيم و تأليف شده است و يادآوري بخش‏هاي آن خالي از فايده نيست.

بخش اول: شناخت علي(ع)، بخش دوم: شناخت مؤلفان كلام علي(ع)، بخش سوم: شناخت نهج‏ البلاغه. بخش چهارم: منبع ‏شناسي، بخش پنجم: شناخت رابطه نهج‏ البلاغه و قرآن، بخش ششم: صورت‏شناسي نهج‏ البلاغه بخش هفتم: روشن‏ شناسي نهج ‏البلاغه و بخش هشتم: كتاب‏شناسي نهج ‏البلاغه. مؤلف در بخش اول مطالبي پيرامون عظمت شخصيت حضرت علي (ع) آورده است. وي در بخش دوم مؤلفان اوليه نهج ‏البلاغه و در رأس آنان؛ سيدرضي (ره) را مورد بررسي قرار داده و اطلاعاتي از شخصيت و فعاليت آنان عرضه كرده است.

در بخش سوم به طور مختصر نهج‏ البلاغه معرفي شده ولي به معناي معرفت‏شناختي اين كتاب را مورد بررسي قرار نداده و تنها به باب‏بندي، وجه نامگذاري، شأن و انتساب آن به امام علي(ع) پرداخته شده است. مهم‏ترين قسمت اين بخش نقد و بررسي شبهات ابن‏خلكان است كه مؤلف از صحت انتساب نهج ‏البلاغه به امام طرفداري كرده و آن را صحيح دانسته و پاسخ‏هايي به شبهات ابن‏خلكان ارائه كرده است.6 نويسنده در تأييد نظريه صحت كلي انتساب نهج ‏البلاغه به امام (ع) به دلايل صاحب‏نظران و نهج ‏البلاغه ‏شناسان به ويژه ابن ابي‏الحديد استناد كرده است.7

بخش چهارم: به منبع‏ شناسي نهج‏ البلاغه اختصاص دارد. مؤلف محترم از چهار دسته كتاب ياد مي‏كند كه منابع و مصادر اوليه نهج‏ البلاغه را تشكيل مي‏دهند كه عبارتند از: 1) كتب تأليف شده پيش از سال 400 (سال تأليف نهج ‏البلاغه) 2) كتب پيش از تدوين نهج‏ البلاغه 3) كتب تأليف شده پس از زمان شريف رضي (ره) و مختلف با آن در اسناد مطالب. 4) كتب پس از زمان شريف رضي كه كلام امام را به صورت‏هاي متفاوت از آنچه در نهج ‏البلاغه است آورده‏اند.8

در بخش پنجم رابطه قرآن و نهج‏ البلاغه و اثرپذيري نهج ‏البلاغه از قرآن مورد بررسي قرار گرفته است و در بخش ششم، نهج‏ البلاغه به لحاظ ادبي مورد ملاحظه واقع شده است. در بخش هفتم روش‏ شناسي مطرح شده است.

بخش هشتم كتاب از آن جهت اهميت دارد كه منابع و ابزار لازم براي آشنايي با نهج ‏البلاغه و تحقيق در آن را در بردارد. مؤلف محترم در ضمن پرداختن به موضوع اين بخش تقريبا تمام ترجمه‏هاي فارسي نهج ‏البلاغه را ذكر كرده است و خوانندگان مي‏توانند به فراخور سليقه خود يكي از آنها را برگزينند هر چند جاي تطبيق آنها و ارائه راهنمايي به خواننده در انتخاب ترجمه گزيده خالي است. اما اين كاستي با اندك دقت خواننده برطرف مي‏گردد چه، مؤلف محترم نمونه ‏هايي از ترجمه‏ ها را آورده و به طور غيرمستقيم به مقايسه غيرمستقيم آنها پرداخته و انتخاب را به عهده خواننده گذاشته است.

نكته ي مهم در اين بخش توجه نسبتا خوب مؤلف به شرح بي‏بديل علامه محمدتقي شوشتري است كه به حق شارح بي‏ نظير معاصر نهج ‏البلاغه است و اي كاش مؤلف بيش‏تر از آنچه آورده است به شرح كار مرحوم شوشتري مي‏پرداخت كه، هر چه از زواياي اين شرح سترگ بازگو شود، كم گفته شده است.

نكات قابل تأمل نگارنده:

مدتي است كه افتخار آشنايي با مؤلف محترم را پيدا كرده و زماني هم از راهنمايي‏هاي وي بي‏بهره‏مند بوده است و وظيفه خود مي‏داند بر زحماتش ارج نهد و قدردان و شاكر راهنمايي‏هايش باشد. اگر به روح پژوهشگرش آشنا نبود قطعا به معرفي كتاب بسنده مي‏كرد و در ادامه نكته‏ هايي قابل تأمل را ذكر نمي‏نمود اما... به همين لحاظ نكاتي يادآور مي‏شود:

1) در صورت‏بندي كتاب جنبه‏هاي زيبايي‏ شناختي لحاظ نشده و شواهدي كه از نهج البلاغه ذكر شده تا حدي ممل و خسته‏كننده است. نويسنده محترم مي‏توانست با طبقه ‏بندي و تقسيم‏ بندي و موضوع‏ بندي مطالب اين كاستي را جبران كند.

2) با وجود آن كه مؤلف محترم آگاه به ادبيات فارسي است و در ميان كساني به موضوع نهج ‏البلاغه پرداخته ‏اند، قلمي شيوا و ساده و روان دارد، اما گاهي در اين اثر به واژه‏هاي ثقيل و نامأنوس برمي‏خوريم كه باعث خارج‏شدن اثر از عرف و نرم رايج ‏شده و به زبان متكلفانه نزديك مي‏شود. علت اصلي اين كاستي آن است كه مؤلف در مواردي در ترجمه فارسي قواعد عربي را مدنظر قرار داده است مثلاً عبارت: «محور آسياي خلافت»، «هادي به بهشت» و «دارالعلم سيدرضي و...»

3) به گمان نگارنده اگر نويسنده محترم در بخش هفتم علاوه بر روشهايي مرسوم (كه ذكر شده) به رهيافت‏هاي مختلف هم اشاره مي‏كرد هم فوايدش افزون مي‏گشت و هم صبغه‏ ي علمي آن غلبه مي‏يافت و در عين حال نكته تازه‏اي مطرح مي‏گرديد.

4) امروزه توصيفات كلي و مداحي‏هاي تكراري دامن‏گير نويسندگاني شده كه پيرامون بزرگان ديني قلم مي‏زنند و متأسفانه اثر حاضر نيز از اين آفت دور نمانده است. اين توصيفات وقتي آزاردهنده مي‏شود كه از عيني‏ نگري و ارائه شواهد خالي مي‏ماند. وصفهاي تكراري كه در طول ده‏ها قرن به كرات و مرّات بازگو شده قطعا فايده‏اي نمي‏تواند داشت و جز تلف‏ كردن وقت خوانندگان حاصل ديگري ندارد.

5) جوان گرايي و جاذبه‏ هاي نگارش در اين اثر بسيار كم‏رنگ است، در حالي كه نويسنده هدف از آن را آشناكردن ناآشنايان با نهج ‏البلاغه دانسته است.9 

6) روزآمدي هم بسيار كم‏رنگ است و اين عاملي است بازدارنده از اقبال خوانندگان به اين اثر. اين نكته بسيار پراهميت است كه آموزه‏هاي، معرفي بزرگان ديني و تفسير متون ديني روزآمد باشند يعني هم به زبان رايج روز بيان شوند و هماهنگ با ادبيات و گفتمان جاري باشند و هم بيان‏گر نيازهاي عصر حاضر بوده و حداقل در بيان هدف خود كارآمد باشند. در پايان يادآوري اين نكته ضروري به نظر مي‏رسد كه طالبان نهج‏ البلاغه و پژوهشگران جوان مي‏توانند با مطالعه اين اثر تا حدي با نهج ‏البلاغه و روح حاكم و سبك نگارش و ادبيات جاري آن را بياموزند و نسبت به آن آگاهي لازم را كسب كنند.

7) با آنكه حجم كتاب نسبتا بالا است، اما ابزار تحقيق در نهج‏ البلاغه بسيار ضعيف بررسي شده و بغايت خلاصه برگزار شده است و جاي بسياري از منابعي كه مي‏توانند براي مبتديان و پژوهشگران جوان مفيد باشد خالي است. و از ميان آنها به كتب معجم و موضوعات نهج‏ البلاغه اشاره شده است.10 علاوه بر آن عنوان اين فصل و در طبقه‏ بندي موضوعات آن ضوابط تقسيم منطقي لحاظ نشده است.

یاددشت ها:

1.نهج البلاغه، نامه31.

2.نهج البلاغه، خ 3.

3. مثنوی ، دفتر اول، ابیات1570-1569 .

4. مثنوی، دفتردوم، ابیات58-57 .

5.نهج البلاغه، نسخه فیض ، خ 107 .

6. چشمه خورشید، صص162- 161 .

7. همان، صص 163- 162 .

8. همان، صص179-178.

9. ر. ک: مقدمه کتاب، ص13 .

10. چشمه خورشید، ص348.

تاریخ نگارش: 1383/11/28


برای دریافت فایل پی دی اف مقاله کلیک کنید:

http://www.ketabmah.ir/ViewPdf.aspx?paperid=3966


موضوعات مرتبط: امام علی و نهج البلاغه، کتاب و مقالات
برچسب‌ها: چشمه خورشيد, دکتر بخشعلی قنبری, دکتر مصطفی دلشاد تهرانی, نهج‏ البلاغه
[ شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 21:41 ] [ گمنـــــــــام ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نارون، وبلاگ اختصاصی دکتر بخشعلی قنبری پیرامون فعالیت‌های علمی ـ پژوهشی در زمینه ادیان و عرفان و نهج‌البلاغه و مثنوی

این وبلاگ توسط دانشجویان استاد بخشعلی قنبری اداره می‌شود.

*************************
کانال اختصاصی دکتر قنبری در پیام‌رسان‌های تلگرام و  سروش و ایتا:
https://telegram.me/Dr_qanbari
http://sapp.ir/bang_e_mana
http://eitaa.com/bang_e_mana
****************************
صفحه اختصاصی دکتر بخشعلی قنبری در اینستاگرام:
https://www.instagram.com/bang_mana/
****************************
صفحه اختصاصی دکتر بخشعلی قنبری در فیس‌بوک:
https://www.facebook.com/bang.e.mana/
****************************
انتشارات نوشناخت #ناشر آثار دکتر#بخشعلی_قنبری
https://www.instagram.com/no.shenakht/
****************************
Naarvan, Dr. Bakhshali Ghanbari's
Personal Blog about Scientific  Research Activities in the field of Religion and Mysticism and  Nahj ul-Balāghah and  Masnavi

This blog is run by students of Dr. Bakhshali Ghanbari.

برای آگاهی از جدید ترین مطالب وبلاگ ، ایمیل خود را وارد نمایید :