|
نـــــــــارون
| ||
|
به یاد دختر عمویم رباب خانم (ره) بیا تا قدرِ یکدیگر بدانیم که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم کریمان جان فدایِ دوست کردند سگی بگذار، ما هم مردمانیم گهی خوشدل شوی از من که میرم چرا مردهپرست و خصمِ جانیم؟ چو بعدِ مرگ خواهی آشتی کرد همه عمر از غمت در امتحانیم کنون پندار مُردم، آشتی کن که در تسلیم، ما چون مردگانیم چو بر گورم بخواهی بوسه دادن رُخم را بوسه ده، کاکنون همانیم (مولوی) دختر عمویم رباب خانم بزرگوار در تاریخ 26 فروردین روی در نقاب کشید و بی دغدغه جان به خدا تسلیم کرد. هر بار که به روستایم می رفتم حتماً دختر عمویم رباب را زیارت میکردم و اکنون که در سوگش نشسته ام و در فراقش می سوزم به آن دلخوشم که وقتی زنده بود هماره خدمتش عرض ادب می کردم. البته که این کم ترین کاری بود که می توانستم انجام دهم و نیک می دانم که از من رنجیده خاطر نرفت و جز نیکی هم از او ندیدم. او که برایم مانند خواهر بود مهرورز بود شدید و باید به منزلش می رفتی تا مهرش را مزه می کردی و من مزه مهرش را از دوران طفولیت در وجودم داشتم. پس ای عزیز بدان که گرگ اجل نوبت به نوبت سراغ همه ما خواهد آمد و مواظب باشیم که وقتی سراغ کسی رفت به گونه ای نباشیم که فقط اشک بریزیم ولی افسوس بخوریم که چرا وقتی زنده بود یادش نکردیم. اکنون پرونده اعمال دختر عموی مهرورزم به پایان آمد اما او به اتکای مهر بی دریغش در بهشت برین جای دارد و بر ما نهیب می زند که مواظب باشیم که یاد مرگ را فراموش نکنیم و قبل از مرگ آدمیان به آنان خدمت کنیم که بعداً هرگز قابل جبران نیست. از همه شما عزیزان خواهان آنم که به یاد این بانوی بی آزار و پر از مهر فاتحه ای از دل بخوانید. کوچک همه شما بخشعلی قنبری 4/2/1404 http://eitaa.com/bang_e_mana http://telegram.me/bang_e_mana [ پنجشنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۴ ] [ 20:58 ] [ گمنـــــــــام ]
|
| |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||