|
نـــــــــارون
| ||
|
رویش ریحان و جعفری در منزل پدری دیشب خوابی خوش دیدم و آن اینکه رفتم به روستای خود و منزل پدر گرامی و دیدم کریم هم محلی مان به منزل ما آمده و با با پدر مشغول صحبت است. با پدر گرم روبوسی کردم. به حیاط منزل که سر زدم دیدم جعفری و ریحان روییده و به همسرم که با من بود، گفتم برای صبحانه جعفری و ریحان بچیند. البته پدر داخل اتاق بود. بعد از مدتی برای خرید به بیرون منزل رفتم و برگشتم و حسابی با پدر گرم صحبت شدم و برادرم هم به ما ملحق شد. از اینکه پدر در منزلش بسیار آرام بود و برایش حسابی خوش می گذشت سخت شادمان بودم. از همه مهم تر اینکه توانستم در رؤیا به پدر خدمت کنم حسابی مشعوف شده بودم به حدی که در پوست خود نمی گنجیدم و خدا را سپاس گفتم که توفیق توکری پدر را ارزانیم کرده است. بی شک اگر کسی در روز در اندیشه خدمت به پدر باشد در رؤیا هم به همین فکر خواهد بود و به او خدمت خواهد کرد. البته خدمات فرزندان به پدران هرگز جبران اندکی از زحمات آنان نمی شود. بیقرار 19 شهریور 1404 برچسبها: پدر, حاج عباس قنبری, خدمت [ چهارشنبه نوزدهم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 10:2 ] [ گمنـــــــــام ]
|
| |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||