|
نـــــــــارون
| ||
|
عشق اسطرلاب اسرار خداست مفهوم عشق در حكمت و عرفان اسلامي يكي از مهمترين و جذاب ترين مباحث در حوزه انديشه و عرفان اسلامي پرداختن عرفا و حكماي ايراني پيش و پس از اسلام به مبحث عشق و اقسام آن است. عشق از آن نوع مفاهيمي است كه هم از سوي انديشمندان هم حكما و بالاخص عرفاي ايراني در آثار نثر و نظم شان مورد توجه قرار گرفته و حتي گاهي اين مفاهيم به غلط نيز از سوي عده اي تعبير شده است. به عقيده برخي از عرفاي اسلامي عشق حقيقي تنها بين خالق و مخلوق است و انسان تنها زماني عاشق مي شود كه به شناخت حقيقي از خداوند دست يابد، در حالي كه عده اي ديگر به عشق هاي مجازي نيز اعتقاد دارند. در اين گزارش به نقطه نظراتي از اصحاب انديشه و عرفان ايراني و اسلامي درباره مفهوم عشق از سوي عرفا و انديشمندان ايراني پيش و پس از اسلام پرداخته ايم كه در زير مي خوانيم:● عشق يا حب الهي دكتر محمدرضا محمدزاده، عضو هيات علمي گروه فلسفه دانشگاه امام صادق (ع) درباره اينكه آيا در آموزه هاي فكري ما عشق حرف نخست را مي زند يا حب مي گويد: عشق با حب تفاوت اساسي دارد، به همين علت در ادبيات ديني كمتر از واژه عشق استفاده شده چرا كه حب تمام ويژگي هاي مختلف عشق را داراست اما برخي از آثار سوء عشق در حب ديده نمي شود براي مثال ما اعتقاد داريم دوست داشتن بين دو موجود اگر مبناي غايت نگرانه داشته باشد به مراتب بهتر از آن است كه مبنايي بدون آگاهي داشته و كوركورانه باشد اما درباره حب، اين مفهوم مطرح نيست. مبناي حب يك آگاهي مطلق است از عالي به باقي مثل حب الهي و از نازل به عالي نظير حب و دوستي انسان به خداوند. بنابراين به جاي اينكه تاكيد بسيار بر عنصر عشق داشته باشيم بايد به سمت توجه به حب با بستر آگاهي و محبت برويم. در بين دوست داشتن هاي انساني نيز اگر محبت براساس آگاهـي و ادراك باشد قابل ستايش است و تدوام مي يابد اما عشق پس از مدتي كمرنگ مي شود. آنچه فيلسوفان ما تحت عنوان عشق الهي ياد كردند، منظور حب است و اين عشق به چند دسته تقسيم مي شود نخست عشق حقيقي كه در دايره حب تحقق مي يابد و ستودني است و دوم عشق مجازي كه از نوع عشق انسان به انسان است. در مباحثي كه در عرصه ملي و فرهنگي از قديم الايام در ايران مطرح بوده، عشق پاك مطرح و عشق ناپاك نكوهش شده است. عشق پاك در انديشه اسلامي داراي ويژگي هايي از جمله تشبه محب و محبوب است كه اين ويـژگي بدين معـناسـت كه خداوند به دليل علاقه به انسان ها مي خواهد آنها را به كمال برساند بدين دليل خصوصياتي را درآنها نهاده كه زمينه پرورش را در آنها فراهم سازد علاوه بر ويژگي محبت بين محب و محبوب بايد سنخيت وجود داشته باشد وگرنه عشق بي معنا و كور مي شود اما اگر اين مقوله در بستر تقدس اتفاق بيفتد اين سنخيت بين محب و محبوب ايجاد مي شود. ● بدون معرفت حصول عشقي ممكن نيست دكتر بخشعلي قنبري استاد عرفان و اديان دانشگاه آزاد اسلامي درباره مفهوم عشق عرفاني و كاركردهاي آن بين عرفاي اسلامي مي گويد: «عشق به معناي عرفاني نوع نهايي محبت است كه البته اين عشق در فرهنگ هاي مختلف داراي مراتبي است اما در برخي فرهنگ ها عشق داراي سه نوع عشق دهنده، عشق گيرنده و عشق به امور انتزاعي است كه عشق دهنده عشقي است كه عاشق به معشوق بدون درخواستي ارائه مي كند و عشق گيرنده اما عاشق معشوق را براي ويژگي هاي برجسته اش طلب مي كند اما در نهايت عشق به امور انتزاعي مثل عشق به تحصيل با معرفت در ارتباط است. در عرفان اسلامي عرفا معتقدند كه عاشق بايد معرفتي از معشوق داشته باشد و بدون حصول اين معرفت حصول عشق صورت نمي گيرد كه اين معرفت نيز دو نوع حسي و كمي و نوع دوم كيفي و غيرحسي است. وي درباره كاربرد عشق در عرفان اسلامي توضيح مي دهد: «در عرفان اسلامي دو دسته نظر درباره عشق وجود دارد يك عده معتقدند كه عشق تنها بايد براي معشوق خداوند باشد لذا عشق فقط مخصوص خداست و عشق به ساير موجودات جايز نيست اما دسته دوم چون عين القضات همداني، احمد غزالي و فخرالدين رازي عشق مجازي را نيز مقدمه اي براي رسيدن به عشق خدايي مي دانند. عين القضات مي گويد كه اگر عاشق خدا نيستي عاشق خلق خدا باش و بنابراين اين نوع عشق پلي براي رسيدن به عشق الهي محسوب مي شود.» برگرفته از: http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2619017 روزنامه ايران، شماره 5221 به تاريخ 18/8/91، صفحه 16 (عرفان شيعي) □ موضوعات مرتبط: عرفان برچسبها: عشق, عرفان, خدا, عرفان اسلامی [ چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱ ] [ 0:50 ] [ گمنـــــــــام ]
|
| |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||