|
نـــــــــارون
| ||
چگونگي روزه در اديان مختلف در گفتگو با دکتر بخشعلي قنبريآيين روزهداري پيش از دين اسلام![]() به تصریح قرآن کریم، روزه بر پیروان ادیان آسمانی قبل از اسلام نیز واجب بوده است، اما تنها مسلمانان، مسیحیان و یهودیان نیستند که روزه میگیرند، بلکه حتی آیینهای غیرالهی نیز روزه و ریاضتهای جسمی را برای تربیت جسم و روح پیروان خود ضروری میدانند.
چگونگی روزه در ادیان مختلف وحیانی و غیروحیانی و اهداف و نیات روزه موضوعی است که در گفتگو با بخشعلی قنبری دکترای ادیان و عرفان، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی و محقق پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی به بررسی آن پرداختیم. کتابهای «فلسفه عاشورا از دیدگاه اندیشمندان مسلمان»، «حکمت و معنویت در نهجالبلاغه»، «در مصاف تندباد، تجربههای عرفانی مولوی»، «ما و ما یا از خودبیگانگی»، «عرفان نهجالبلاغه» و ترجمه کتاب در دست انتشار «طریقت کمال»، نگارش چندین مقاله علمی ـ پژوهشی و نگارش چند مقاله در دایرهالمعارف بزرگ اسلامی و دانشنامه جهان اسلام از جمله آثار علمی و پژوهشی وی است. روزه از جمله اعمال عبادی است که نهتنها در ادیان الهی بلکه در ادیان غیرالهی هم وجود داشته است، روزه در این ادیان از حیث صوری، معنایی، محتوایی و شکلی چه نسبتی با هم دارند؟ برای ورود به این بحث لازم است که ادیان را به دو دسته وحیانی و غیروحیانی تقسیم کنیم. ادیان وحیانی هم به دو دسته تقسیم میشوند؛ ادیان سامی و غیرسامی. منظور از ادیان سامی همان ادیان ابراهیمی است که اگر بخواهیم به ترتیب تاریخ بگوییم یهود، مسیحیت، صائبان و اسلام را شامل میشود. ادیان غیرسامی هم یک نمونه دارد که دین زرتشت است. ادیان غیروحیانی در شرق و غرب عالم وجود دارند، بزرگترین آنها عبارت است از هندوئیسم، بودایی، جینی، شینتوئیسم و سیک در هندوستان. واقعیت این است که روزه در تمام این ادیان وجود دارد و آن این است که وقتی میگوییم روزه در ادیان دیگر وجود دارد، روزه به معنای امساک از خوردن و آشامیدن یا به طور کلی یا به طور جزیی است، به مجموعه اینها روزه میگوییم. آن وقت این معنا در تمام ادیان وجود دارد، البته در میان این ادیان اگر تقسیمبندی نسبت به روزه داشته باشیم باید بگویم که روزه به دو صورت در ادیان انجام میشود، امساک مطلق و امساک جزیی یا نسبی. امساک مطلق در دو دین یهود و اسلام وجود دارد، البته در یهود فقط در یک روز به صورت کامل اتفاق میافتد. بنابراین روزه در تمام این ادیان مطرح شده است منتها اهداف روزه در تمام این ادیان با هم متفاوت است، مثلا در اسلام دستیابی به تقوا اساسیترین هدف روزه در قرآن معرفی شده است. «لعلکم تتقون» که در قرآن آمده است نشان میدهد که هدف نهایی در اسلام، البته به معنای اعم کلمه رسیدن به تقواست. در سایر ادیان هم به دو صورت است؛ یک صورت آن کاملا بشری است که در بعضی از ادیان مشرق زمین میبینیم مثلا در بودایی هدف اصلی روزه تمرکز است، ربطی به خداوند ندارد یعنی کاملا منوط به نفس فردی است و در سایر ادیان روزه ناظر به خداوند است. مثلا در ادیان وحیانی کلا ناظر به خداست، یعنی اگر خدا دستور نمیداد چهبسا روزهای که در ادیان وجود دارد امروزه وجود نمیداشت بنابراین منحیثالمجموع در کل ادیان به این صورت است. در دین زرتشت روزه به چه صورت بوده است؟ در دین زرتشت در ابتدای امر روزه مطرح نبوده است، چون زرتشتیها در مکانهای صعبالعبور و گرم یا احیانا بسیار سرد زندگی میکردند و مخصوصا بیشتر در جاهایی که هوا بسیار گرم بود و زندگی آنها به گونهای بود که بسیار سخت بود، به همین دلیل و چون به دست آوردن غذا و امکانات زندگی برایشان مشکل بود به همین دلیل زرتشتیان نخستین، روزه را تحریم کرده بودند و چیزی به عنوان روزه نداشتند، منتها بعدها که زندگیشان مقداری بسامان شد و از طرفی هم رهبران روحانی این دین به این نتیجه رسیدند که روزه در تکامل فردی و روحی انسان نقش بسیار اساسی دارد، از آن زمان به تدریج به این نتیجه رسیدند که روزه را هم جزو آیینها، واجبات یا مستحبات دینی خود قرار دهند، از این جهت زرتشتیان برای جلوگیری از افراط در خوردن گوشت روزهای دوم، دوازدهم، چهاردهم و بیستویکم هر ماه از خوردن گوشت پرهیز میکنند. این همان چیزی است که قبلا گفتم فقط در ادیان اسلام و یهود روزه مطلق وجود دارد و در سایر ادیان امساک مطلق وجود ندارد. اکنون زرتشتیان علاوه بر این که هر ماه این کار را انجام میدهند هفته آخر سال هم به این صورت پشتسر هم روزه میگیرند، البته زرتشتیان پس از مرگ یکی از بستگان خودشان سه روز از خوردن در روز پرهیز میکردند. روزه در زرتشتی همانند یهود و مسیحیت خیلی واجب نیست، منتها به خاطر اینکه در خوردن گوشت افراط نکنند این کارها را انجام میدهند. اگر بخواهیم به صورت تاریخی ادیان را بررسی کنیم، در دین یهود روزه به چه صورتی بوده و آیا تغییراتی کرده است؟ در دین یهود روز مهمی به نام کیپور وجود دارد که در آن یهودیان روزه میگیرند. کیپور با کفاره در زبان عربی همریشه است؛ اعتقادشان این است که در آن روز توبه و انابه میکنند تا گناهانشان بخشیده شود و 25 ساعت از خوردن و آشامیدن پرهیز میکنند و برایشان خیلی مهم و واجب است، هدفشان این است که از گناهان خودشان استغفار کنند، منتها علاوه بر این در روزهای دیگری هم به اختیار از خوردن گوشت و برخی مسائل دیگر پرهیز میکنند. در عین حال به غیر از یوم کیپور در سایر روزهایشان آشامیدن مجاز است، البته غیر از اسلام و یهود در روز کیپور بقیه روزهها در ادیان مختلف آشامیدن وجود دارد و به اصطلاح جایز است که آب یا مایعات بخورند. در مسیحیت هم روزه تغییراتی کرده و مدت و نحوه آن فرق کرده، با توجه به اینکه مسیحیت دارای شاخههای متفاوتی است آیا در هر فرقه روزه با هم فرق دارد؟ در مسیحیت دو جریان را باید از هم جدا کرد؛ یکی جریان پروتستانتیسم و دیگری جریانهای ارتدوکس، کاتولیک و انگلیکن. ارتدوکس، کاتولیک و انگلیکن مقداری شریعت دارند یعنی اعمال شرعی دارند ولی در پروتستانتیسم این مسائل اصلا مطرح نمیشود چون پروتستانها معتقد هستند که ما از شریعت یهود آزاد شدیم. لازم است که این را بگویم که وقتی که پولوس به ظهور رسید مطلبی را بیان کرد که از آن زمان به بعد مسائل فقهی و شرعی در مسیحیت به طور عموم کمرنگ شد، چون پولوس معتقد بود تا زمانی که حضرت عیسی(ع) به ظهور نرسیده بود شریعت عامل نجات بود، اما وقتی که حضرت عیسی(ع) به ظهور رسید خود نجات و نجاتبخش به زمین آمدند. بنابراین هیچ نیازی به شریعت وجود ندارد و در واقع پولوس شریعت مسیحیت را کاملا از بین برد. به همین دلیل عموما در دین مسیحیت روزه واجب نداریم. اصلا عمل واجب شرعی در مسیحیت برخلاف یهود و اسلام وجود ندارد. در بین مسیحیان، پروتستانها در این زمینه خیلی افراطی هستند، پروتستانها معتقد هستند که هیچ چیزی نه لازم است و نه واجب، هر زمان انسان اراده کند این کار را انجام میدهد و نخواست انجام نمیدهد و حتی میتواند تغییراتی در عمل انجام دهد، هدفشان از این عمل این است که به فروتنی برسند. بحث رسیدن به خدا و مسائلی مانند این یا نجات از آتش جهنم و... مطرح نیست، بلکه معتقد هستند که این کارها را حضرت عیسی(ع) انجام داده است. بنابراین به منظور ریاضت یا به دست آوردن رضایت خداوند و دوری از گناه روزه نمیگیرند، چون معتقدند خون حضرت عیسی(ع) ریخته شده تا همه اینها عملی شود، البته در میان مسیحیان کاتولیکها به هر حال در روزههایشان از خوردن گوشت پرهیز میکنند و جمعهها و یا بعضی از ایام و جشنها و روزهای مقدس را روزه میگیرند. ارتدوکسها جمعهها و چهارشنبهها معمولا روزه میگیرند، البته روزهشان در حد پرهیز از بعضی خوردنیها مانند گوشت، لبنیات و تخممرغ است و هدفشان این است که از شکمپروری دوری کنند. پروتستانها هم همان طور که گفتم کاملا به اختیار خودشان است. در ادیان مشرق زمین که غیر وحیانی است روزه با چه هدف و نحوهای انجام میشود، آیا در این ادیان هم تقرب به خداوند مطرح و مهم است؟ ادیان مشرق زمین چون به خود و نفس خیلی اهمیت میدهند، لذا نخوردن برایشان خیلی مهم است. به همین دلیل در هندوئیسم میبینید عموم هندوها روزه میگیرند و بعضی از غذاهای جامد را نمیخورند، هدفشان هم این است که در آنها تمرکز به وجود بیاورد، البته فرقههایی در هندوئیسم وجود دارد همانند مرتاضها که روزههای بسیار شدیدی هم میگیرند که در اسلام و یهود حتی سابقه ندارد. بوداییان هم بعضی از روزهای مقدس را روزه میگیرند، البته مثل مسیحیان بین آنها نیز خوردن نوشیدنی مجاز است و برای پاکسازی بدن و وجودشان و دستیابی روشنایی درونی روزه میگیرند. روزه در دین اسلام دارای تحولاتی شد، در ابتدا به چه شکلی بوده است؟ در قرآن آیهای که دستور به روزه داده وجود دارد، ولی صراحتا نیامده که باید چند روز روزه بگیریم البته ماه رمضان در قرآن آمده و عظمت آن ذکر شده است. بر اساس آیات قرآن و روایات موجود منحیثالمجموع پیامبر اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) بعدها به این نتیجه رسیدند که در ماه رمضان روزه بگیرند. ظاهرا به این صورت بود که اوایل وقتی پیامبر(ص) مبعوث شد 3 روز کامل را روزه میگرفتند، البته این 3 روز تا 24 ساعت روزهگرفتن سابقه داشت و سابقه آن به دین یهود میرسید؛ یعنی همان یوم کیپوری که قبلا گفته بودم، چون ما معتقد هستیم که اسلام ادامه مسیحیت و یهود است و اینها با هم تنافی ندارند، 3 شبانهروز روزه میگرفتند این امر ظاهرا برای امت پیامبر(ص) سخت آمد و به همین دلیل پیامبر با اذن الهی این سه روز را به نصف تقلیل و به 30 روز گسترش دادند. در جایی دیدم که این موضوع تغییر شکل روزه با تغییر روزه در یک سال بوده است و احتمالا اینها با زخم زبانهای یهودیان ارتباط داشته است؟ واقعا دقیقا نمیدانم چند سال طول کشید، ولی ظاهرا مدت کوتاهی این کار انجام شد. بعید نیست، البته سندی ندارم، ولی بعید نیست چون واقعا یهودیان به مسلمانان طعنه میزدند از آن جهت پیامبر اسلام(ص) به رغم اینکه در اصل این ادیان توحیدی هستند در بعضی مواقع و موارد به گونهای رفتار شد که یهودیت دست از طعنههای خود بردارند، البته احکام الهی تابع این مسائل نیست. بنابراین حکم الهی این بوده که روزه به این صورت در بیاید، البته در احکام الهی مصلحت و مفسده در نظر گرفته میشود، ولی رویهمرفته این مسائل وجود داشت ولی جزییات آن را نمیدانم که دقیقا چه سالی این اتفاق افتاد و چگونه این تغییر به وجود آمد. به غیر از روزه واجب که در ماه رمضان میگیریم روزههایی است که در عرفان اسلامی توصیه شده و افرادی که سالک هستند انجام میدهند، اینها چه تفاوتی با این روزه دارد؟ در عرفان اسلامی جدا از احکام شرعی امر دیگری نداریم، منتها عرفا و اهل سیر و سلوک به دو دلیل روزهشان با دیگران متفاوت است؛ دلیل اول این است که تعداد روزههای مستحبی که اهل سیر و سلوک میگیرند مسلما نسبت به عموم مسلمانان متفاوت است و تعداد روزههایشان بیشتر است. دلیل دوم آن این است که به لحاظ کیفیت با هم متفاوت هستند، مثلا در قرآن آمده است که خداوند روزه را به عنوان عبادت قرار داد تا مردم به تقوا برسند، ولی عرفا به این اندازه قانع نیستند. عرفا با استفاده از سایر آیات قرآن به این نتیجه میرسیدند که روزه وضع شده و قرار داده شده برای این که انسان به استغراق و وصال الهی برسد، به همین دلیل عارفان اسلامی در کتابهای خودشان میگویند روزه در شریعت به معنی امساک از خوردن و آشامیدن است، اما در حقیقت عبارت است از اعراض کردن و توجه نکردن به جمیع کائنات یعنی نهتنها اینکه بدن ما و دهان ما بسته شود و غذا نخورد بلکه از کائنات هم چشم بپوشیم و چشم خود را فقط به خداوند معطوف بداریم. بنابراین میگفتند روزه بدن، نگهداشتن بدن از خوردن است، اما روزه دل، نگهداشتن دل از وسوسههای شیطان و آن چیزهایی که باعث گناه آدمی میشود، است. بنابراین نهایتا عرفا میگویند روزه باید به استغراق منجر شود یعنی وارد دریای مشاهده الهی شوند که در آنجا در وسط روزه خود خداوند را ببینند، لذا به لقای پروردگارشان امیدوار بودند. هست روزه ظاهر امساک طعام/ روزه معنا توجه دان تمام* لذا میگفتند روزه معنوی روزهای است که فقط در آن معنویت و توجه تام به خداوند وجود دارد. این دهان بندد چیزی کم خورد/ وان دهان بندد چشم و غیرش ننگرد. مولانا میگوید انسان عامی دهان خود را میبندد که غذای زیادی نخورد، ولی عارف دهان را میبندد که غیر خداوند را نبیند. روزه گردد تقوی از حلال/ در حرامش دان که نبود اتصال. عارفان به دنبال اتصال هستند به همین دلیل ماه رمضان را عرفا ماه وصل الهی میدانند نه فقط ماه خیر و برکت. رمضان ماه خیر و برکت است چون پیغمبر(ص) فرموده، ولی در عین حال عرفا میگویند که ماه وصال است. هست گربه روزهدار اندر صیام / خفته کرده خویش بهر صید خام* در ماه رمضان افرادی روزه میگیرند به خاطر اینکه چیزی را صید کنند و ثوابی به دست بیاورند، اما عرفا روزه میگیرند تا خداوند را به دست بیاورند. اینجاست که میان اهل سیر و سلوک و دیگران کاملا فرق وجود دارد. این دهان بستی دهانی باز شد/ کم خورن دی لقمههای راست شد* تا دیروز ما لقمههای معمولی را میخوردیم، اما امروز لقمههایی را میخوریم که این لقمهها برای غیر اهل سیر و سلوک راز و ناشناخته است. پس بنابراین وقتی عارف روزه میگیرد دهان ظاهری را میبندد، ولی دهان دیگری باز میشود. مولوی مثال زیبایی میزند و میگوید اگر شما به مهمانی شخصی بروید، اگر آشی که برای شما آوردند را نخورید یا کم بخورید اگر صاحب خانه شما اهل معرفت باشد بلافاصله آش بهتری خواهد آورد. مولوی میگوید عارف وقتی غذاهای معمولی را در ماه رمضان نمیخورد میخواهد به خداوند که میزبان مهمانی الهی است بگوید که این غذایی که دادی در خور جان من نیست به من غذای بهتری بده. روزه گیر الانتظار الانتظار/ از برای آش بالا مردوار. بنابراین فلسفه روزه در میان عرفای اسلامی گذشتن از ظواهر و رسیدن به وصال الهی است. اگر بخواهیم روزه را با سایر عبادتها مقایسه کنیم، روزه دارای چه ویژگیهایی است؟ آیتاللهالعظمی جوادیآملی در کتاب حکمت عبادت در مورد روزه میفرماید که روزه خالصترین عبادتهاست، چون به شرک آلوده نشده، یعنی عبادتهای دیگر برای غیرخداوند انجام شده، اما روزه برای غیر خداوند اصلا انجام نشده است. همه عبادتها در اسلام مهم هستند؛ ولی نکته مهمی که در روزه وجود دارد این است که روزه ایثار را به دنبال دارد، گذشتن از خواستهها است. وقتی بعضی از عرفا به ماه رمضان میرسیدند میگفتند روزه نوعی قربانی کردن است. منتها قربانیکردنی نیست که در ظاهر دیده شود و بنابراین قابلیت ریا را ندارد. در واقع روزهدار از درون خود را قربانی میکند، روزهدار از نیاز خود چشمپوشی میکند. از این جهت فرمایش آیتاللهالعظمی جوادی آملی کاملا درست و بجاست که روزه در میان عبادات اسلامی جایگاه ویژهای دارد و مخصوصا جایگاه ویژهاش را از خلوصش گرفته است. از این جهت روزه اهمیت بسیار بسیار بالایی دارد و در بین عبادتهای مختلف واقعیت این است که اگر عرفانی و یا اخلاقی نگاه کنیم اهمیت روزه بسیار بسیار مضاعف است، به دلیل اینکه روزه کل مسلمانان را به آن سمتی میبرد که برای خودشان یک حصاری برای طول سال به وجود بیاورند، به همین دلیل قرآن کریم از این حصار با عنوان تقوا یاد میکند. بنابراین روزه یک فایده عام برای عموم دارد چون تقوا را به دنبال میآورد و یک فایده خاص برای خواص دارد به دلیل اینکه قربانیکردن نفس و پیوند دادن روح جزئی به وجود باریتعالی در ماه رمضان تحقق پیدا میکند. مرتاضها هم روزه میگیرند برای کسب معرفت و خودسازی، اینها چه تفاوتی با روزه ما دارد؟ اگر بخواهیم از منظر اسلام به این موارد نگاه کنیم اعمال دینی دو نوعاند؛ توصلی و تعبدی. در اعمال توصلی قصد قربت لازم نیست، اما در اعمال تعبدی قصد قربت واجب است، یعنی اگر روزه بگیریم و بگوییم روزه میگیرم برای این که تمرکزم زیاد شود از نظر شرعی کار درستی نیست اشکال ندارد که کسی ریاضت بکشد و بخواهد روزه بگیرد و یا خود را از کاری منع کند و بخواهد اینها را مثلا برای تمرکزش انجام دهد همانطور که ما خیلی تمرینها را انجام میدهیم برای رسیدن به تمرکز. مباح است، اما اگر به نام روزه بخواهد این کار را انجام دهد مجاز نیست و بعضی از علما معتقدند این کار بدعت است. بنابراین روزه بدون قصد قربت در اسلام نداریم. مصاحبه گر: سید حسین امامی موضوعات مرتبط: ادیان، مصاحبه ها برچسبها: روزه, آیین روزه داری, رمضان, اسلام [ چهارشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۵ ] [ 21:30 ] [ گمنـــــــــام ]
|
| |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||