|
نـــــــــارون
| ||
|
جلسه هفتم 92/9/2 تهيه و تنظيم : آقاي محمد فلاح اعتماد به مردم «وَ
لاَ يَكُونَنَّ ﭐلْمُحْسِنُ وَﭐلْمُسِيءُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ،
فَإِنَّ فِي ذلِكَ تَزْهِيداً لِأَهْلِ ﭐلْإحْسَانِ فِيﭐلْإحْسَانِ، وَ
تَدْرِيباً لِأَهْلِ ﭐلْإسَاءَةِ عَلَيﭐلْإسَاءَةِ! وَ أَلْزِمْ كُلاًّ
مِنْهمْ مَا أَلْزَمَ نَفْسَهُ؛ و هرگز نبايد كه نيكوكار و بدكار در نزد
تو برابر باشند، زيرا اين كار نيكوكاران را به نيكوكاري بيرغبت ميكند و
بدكاران را به بدكرداري عادت ميدهد. با هر يك چنان رفتار كن كه او خود را
بدان آموخته است». عدالت هم به معنی رعایت مساوات و هم به معنی رعایت نامساوات به کار برده میشود. حضرت علی (ع) میفرماید: ای مالک نباید به نیکوکار و بدکار در حکومت خود به دیده مساوات نگاه کنی بلکه هر کس به اندازه زحمتش باید پاداش دریافت کند و نباید به هر کدام پاداش مساوی بدهیم چون انسان نیکوکار از انجام کارهای نیک بهمرور دلسرد میشود و انسان بدکار را تقویت میکنی که به انجام کار بد ممارست ورزد چون فرقی بین خود و انسان نیکوکار نمیبیند. حضرت علی (ع) میفرماید: ای مالک کار خدا داوری در قیامت و کار حاکم داوری در دنیاست، پس داوری و پاداش امور دنیوی را به خدا و قیامت نسپار. حکومت دنیوی باید با ابزار دنیوی انجام شود نه با ابزار الهی، پس به هر کدام به تناسب عملشان پاداش بده. «وَﭐعْلَمْ أَنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ بِأَدْعَي إلَي حُسْنِ ظَنَّ رَاعٍ بِرَعِيَّتِهِ مِنْ إِحْسَانِهِ إِلَيْهِمْ، وَ تَخْفِيفِهِ ﭐلْمَؤُونَاتِ عَلَيْهِمْ، وَ تَرْكِ ﭐسْتِكْرَاهِهِ إِيَّاهُمْ عَلَي مَا لَيْسَ لَهُ قِبَلَهُمْ(4053)؛ و بدان كه هيچچيزي بيش از اين سبب اعتماد والي به رعيتش نيست كه به آنان نيكي كند و از مخارج آنان بكاهد و آنان را به كاري كه حق او نيست وا ندارد. ای مالک چیزیهايي كه رعیت را از تو راضی میکند عبارتاند از: 1. زمانی که به آنها خوبی کنی؛ بدین معنی که: الف: بین نیکوکار و بدکار فرق بگذاری؛ ب: به تناسب کار خوب و بدشان به آنها پاداش دهی؛ ج: وظیفهات را به خوبی انجام دهی؛ د:اگر نیاز داشته باشند ایثار کنی. 2. زمانی که ميتوانی نیازهای آنها را برآورده کني؛ 3. زمانی که کارهایی وظیفهشان نیست وادراشان نکنی. «فَلْيَكُنْ مِنْكَ فِي ذلِكَ أَمْرٌ يَجْتَمِعُ لَكَ بِهِ حُسْنُ الظَّنَّ بِرَعِيَّتِكَ، فَإِنَّ حُسْنَ الظَّنَّ يَقْطَعُ عَنْكَ نَصَباً(4054) طَوِيلاً. وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّكَ بِهِ لَمَنْ حَسُنَ بَلاَؤُكَ عِنْدَهُ، وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ سَاءَ ظَنُّكَ بِهِ لَمَنْ سَاءَ بَلاَؤُكَ عِنْدَهُ(4055)؛ پس بايد در اين راه كاري كني كه اعتماد به رعيت براي تو فراهم آيد، زيرا اعتماد (به آنان) رنج بسياري را از تو دور ميسازد. و كسي به اعتماد تو سزاوارتر است كه در حق او نيكي كردهاي، و كسي به بياعتمادي تو سزاوارتر است كه دربارة او بدي روا داشتهاي». ای مالک در ارتباط با مردم باید اصل را بر حسنظن بگذاري و به همه حسنظن داشته باشي مگر آنكه خلافش ثابت شود حسنظن باعث میشود به تو اعتماد کنند و این کار تو را از رنج طولانی نجات میدهد و آرامش تو را فراهم میآورد. کسی به اعتماد تو سزاوارتر است که در حق او نیکی کردهای و به تعبیری دیگر کسی به تو اعتماد پیدا میکند که به او خوبی کرده باشی و خوبی حلقه اعتماد است و با خوبی به مردم بهمرور عداوت و دشمنی از جامعه تو رخت برمیبندد رفق و مدارا و مرّوت حکمفرما میشود. «وَلاَ تَنْقُضْ سُنَّةً صَالِحَةً عَمِلَ بِهَا صُدُورُ هذِهِ ﭐلْأُمَّةِ، وَﭐجْتَمَعَتْ بِهَا ﭐلأُلْفَةُ، وَ صَلَحَتْ عَلَيْهَا الرَّعِيَّةٌ. وَ لاَ تُحْدِثَنَّ سُنَّةً تَضُرُّ بِشَيْءٍ مِنْ مَاضِي تِلْكَ السُّنَنِ، فَيَكُونَ ﭐلْأَجْرُ لِمَنْ سَنَّهَا، وَﭐلْوِزْرُ عَلَيْكَ بِمَا نَقَضْتَ مِنْهَآ؛ سنت نيكويي را كه سران اين امت به آن عمل كرده و بدان سبب انس و الفت فراهم آمده و حال رعيت به سامان رسيده است مشكن، و سنّتي پديد مياور كه به آن سنّتهاي گذشته زيان رساند، كه آنگاه پاداش نيك از آن كساني باشد كه آن سنّتهاي نيكو را پايهگذاري نمودهاند و گناه بر تو ماند كه آنها را بشكستهاي». یکی از منابع استنباط فکری ما سنت است؛ و سنت عبارت است از: قول و فعل و تقریر از پیامبران و بهعنوان یک روش پسندیده می توان از آن نام برد. سنت بر دو نوع، سنت حسنه و سنت سیئه تقسیم میشود؛ براي مثال کسی که بنای سنت حسنه را بگذارد در ثوابش شریک و کسی که بنای سنت سیئه را میگذارد در عِقابش مجازات میشود و سنت سیئه در بیشتر موارد همان بدعت است، سنت بیشتر حسنه است و بدعت بیشتر سیئه؛ و بدعتهای حسنه نادرند بر فرض مثال دست دادن بعد از نماز که در مسلمان رواج دارد و سنت همان روش معهود و معروف و آشناست. حضرت علی (ع) میفرماید: ای مالک گذشتگان ما پیغمبر و خاندان و پدرانشان سنتی را رواج دادهاند و به آن عمل میکردند مبادا آنها را ضایع کنی و از بین ببری بلکه آنها را احیاء کن چون این سنتها اخلاقی و دینیاند و باعث رأفت بین مردم میشود و در بین مردم صلح ایجاد میکند و الفت بهوجود میآورد. و البته تو ای مالک سنتهای را به بنا نگذار که صلح را به خطر بیندازد و عداوت را رواج دهد و الفت را از بین ببرد و تو بدعتگذار آنها نباش چون هر چیزی که صلح و الفت را به خطر بیندازد از سنت خارج و وارد بدعت سیئه میشود و رابطه انسانها را به را از بین میبرد. حضرت علی (ع) میفرماید: ای مالک سنت حسنهای که دیگران پایهگذاری کردند تو خراب نکن چون گناهش بهنام تو و ثوابش بنام آنها نوشته میشود. «وَ أَكْثِرْ مُدَارَسَةَ ﭐلْعُلَمَاءِ، وَ مُنَاقَشَةَ ﭐلْحُكَمَاءِ، فِي تَثْبِيتِ مَا صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ بِلاَدِكَ، وَ إِقَامَةَ مَا ﭐسْتَقَامَ بِهِ النَّاسُ قَبْلَكَ؛ با دانشمندان، فراوان به درس و بحث بنشين و با حكيمان، بسيار گفتوگو كن در راستاي تثبيت آنچه كار سرزمينهاي تو با آن سامان ميپذيرد و به پا داشتن آنچه مردم پيش از تو بدان نظم و استقامت يافتند». ای مالک با دانشمندان به بحث و گفتگو بنشین، با علماء مشورت کن تا جامعة تو نظم و انتظام گیرد و علماء، متخصصان علوم مختلفاند و حاکمان مجریان تصمیمات علماء هستند و چون تصمیمسازیها و تصمیمگیریها بر اساس نظر جمعیتی از کارشناسان انجام میگیرد برنامههایی که استخراج میشود، برنامههای مستحکمی است و در بسامان کردن امور مردم مؤثر میباشد و در چنین جامعهای علماء بر صدر نشینند و قدر بینند. با حکیمان بسیار گفتگو و مناقشه کن چون حکماء در حکمت و فلسفه از علماء جلوترند و در دانش و عقلانیت در جامعه اثرگذارترند. و اگر حاکم در جامعه به کارشناسان بهاء دهد و در کارها با آنها مشارکت نماید موفقیت بیشتری بهدست میآورد و خطاها کاهش مییابد و هزینهها کمتر میشود و مردم شادمان ميشوند و انس و الفت در جامعه بیشتر میشود. طبقات مردم «وَﭐعْلَمْ أَنَّ الرَّعِيَّةَ طَبَقَاتٌ لاَ يَصْلُحُ بَعْضُهَا إِلاَّ بِبَعْضٍ، وَلاَ غِنَي بِبَعْضِهَا عَنْ بَعْضٍ ؛ و بدان كه رعيت چند طبقهاند كه هر يك جز به ديگري سامان نيابند و هيچيك از ديگري بينياز نيستند». رابطه انسان در چهار مرحله: با خدا، خودش، سایر انسانها و طبیعت است و رابطه انسان با سایر انسانها عبارت است از: 1. خانواده؛ 2. گروهها و در بطن آن اصناف با همدیگر؛ 3. جوامع مختلف با همدیگر. حضرت علی (ع) میفرماید: همه اصلاحات، اصلاحات طولی نیستند بدین صورت نيست که از طرف حاکم اعمال شود بلکه گروههای مختلف باید تعاملشان با همدیگر بهگونهای باشد که باعث اصلاح همه مردم بشود رابطه این طبقات باید به گونهای تنظیم شود که نهایتاً منجر به اصلاح جامعه گردد. بنابراین اصلاحات اجتماعی جز با مشارکت اجتماعی طبقات مردم امکانپذیر نيست و هیچ فرد یا گروهی بینیاز از فرد یا گروه دیگر نیست و همه به هم محتاجاند و این تعامل اجتماعی جامعهای پویا و صالح و سالم را برای ما به ارمغان میآورد. ادامه دارد...
موضوعات مرتبط: امام علی و نهج البلاغه، خلاصه کلاسها(نهج البلاغه) برچسبها: خلاصه نامه 53, دوره تفسیر عرفانی نهج البلاغه, نهج البلاغه, امام علي ع [ جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 11:21 ] [ گمنـــــــــام ]
|
| |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||