|
نـــــــــارون
| ||
|
جلسه سوم ؛ نامه 53 92/8/4 تهيه و تنظيم: خانم پاك نيت
در بیان جایگاه مالک همین بس که امام در دوران مسئولیتش امام از او انتقاد نکرده و یا اگر انتقاد کرده به دست ما نرسیده است. امام در ادامه اين نامه با توجه به حق اظهارنظر آدميان درباره رفتار حاكمان چنين بيان كرده كه به حوزه رابطه حاكم با افراد بشر اختصاص يافته است: « ثُمَّ اعْلَمْ يَا مَالكُ أَنِّي قَدْ وَجَّهْتُكَ إِلَى بِلاَدٍ قَدْ جَرَتْ عَلَيْهَا دُوَلٌ قَبْلَكَ، مِنْ عَدْلٍ وَجَوْرٍ، وَأَنَّ النَّاسَ يَنْظُرُونَ مِنْ أُمُورِكَ فِى مِثْلِ مَا كُنْتَ تَنْظُرُ فِيهِ مِنْ أُم ُورِ الْوُلاَةِ قَبْلَكَ، وَيَقُولُونَ فِيكَ مَا كُنْتَ تَقُولُ فِيهِمْ، إِنَّمَا يُسْتَدَلُّ عَلَى الصَّالِحِينَ بِمَا يُجْرِي اللهُ لَهُمْ عَلَى أَلْسُنِ عِبَادِهِ ؛ اي مالك، بدان كه تو را به سرزمينهايي فرستادم كه پيش از تو دولتهايي دادگر و ستمگر بر آن فرمان راندهاند، و مردم در كارهاي تو به همان چشم مينگرند كه تو در كارهاي واليان پيش از خود مينگري، و دربارة تو همان ميگويند كه تو دربارة آنان ميگويي، و بيگمان شايستگان را از آنچه خداوند دربارة آنها بر زبان مردم جاري سازد ميتوان شناخت». چند نکته در این بخش از نامه است که به این شرح می باشد : 1- قاعده زرین و سیمین همه جا کاربرد دارد . مراد از قاعده زرین؛ یعنی آنچه برای خود می خواهی برای دیگران هم بخواه و قاعده سیمین؛ یعنی آنچه برای خود نمی خواهی برای دیگران نیز نخواه. (البته اشکالاتی هم بر این قاعده گرفته شده در بیان جایگاه مالک همین بس که امام در دوران مسئولیتش امام از او انتقاد نکرده و یا اگر انتقاد کرده به دست ما نرسیده است). اما فضیلت ها، خوبی ها و بدی ها، زشتی ها از طرف دیگر مورد وفاق همه مردم است که بر اساس هم خو بودن با نفس ما در نظر گرفته شده است. پس این قاعده در هر پیش فرض نیست ولی حضرت علی معتقد است این قاعده در همه امور و حتی در امور مدیریتی و اجتماعی نیز به کار می رود؛ یعنی شما وقتی در مسند کاری قرار می گیرید همان کاری را کنید که دیگران از شما انتظار دارند. 2- مردم حق دارند در امور حاکمان پیشین نگاه کنند و نظر دهند. و لذا حضرت به اصل نظارت عمومی معتقدند. این نظارت برای پیش نیامدن فساد است. و باعث کنترل آدم ها می شود و خطا کمتر می شود. 3- مردم حق دارند چیز یا چیز هایی درباره آنچه دیده اند بیان کنند . ( آزادی بیان ) 4- خدا براساس سخنانی که مردم درباره حاکمان می گویند داوری می کند . صالح بودن عمل حاکمان در زبان عموم جاری می شود و مردم به مدح زبان می گشایند . خداوند این ها را جزو صلحا قرار می دهد. در واقع یکی از راههای شناخت حاکم نیکوکار ، داوری مردم است. البته نمی شود گفت معیار حرف مردم است . منظور حضرت علی این است که شما کار خوب انجام دهید خدا نخواهد گذاشت کار شما فراموش شود. 5- خداوند نظر عموم مردم را به نفع نیکوکار برمی گرداند. رابطه انسان با خدا امام در ادامه اين نامه به وظايف حاكم در رابطه با خدا
پرداخته چنين مي فرمايد:« فَلْيَكُنْ أَحَبَّ الذَّخَائِرِ إِلَيْكَ ذَخِيرَةُ الْعَمَلِ
الصَّالِحِ؛ پس بايد بهترين اندوختهها را در نظر تو اندوخته كار نيك باشد». علی علیه السلام می فرماید محبوب ترین کارها نزد تو باید عمل صالح باشد. کانتکس این مفهوم عمل صالح اجتماعی است که باعث ذخیره در آخرت می شود. عمل صالح از بین نمی رود و چون از جانب خدا است پایدار است و به دنیای دیگر منتقل می شود. رابطه انسان با خودبه رغم آنكه رابطه با خود به لحاظ رتبه پس از رابطه با خدا قرار گرفته در اين نامه اين ترتيب مورد توجه قرار نگرفته و از اين جهت فراز زير به حوزه رابطه حاكم با خودش مرتبط است. « فَامْلِكْ هَوَاكَ، و شُحَّ بِبَفْسِكَ عَمَّا لاَ يَحِلُّ لَكَ، فَإِنَّ الشُّحَّ بِالنَّفْسِ ﭐلْإنْصَافُ مِنْهَا فَيمَا أَحَبَّتْ أَوْ كَرِهَتْ؛ پس مهار نفس خويش نگاه دار، و بر نفس خود از آنچه براي او روا نيست بخل بورز، كه بخل ورزيدن بر نفس به انصاف واداشتن اوست در آنچه دوست دارد يا ناخوش ميشمارد». حضرت می فرماید: به هوای نفس خودت سروری کن . کسانی می توانند بر مردم سروری کنند که آن را در درون خودشان تجربه کرده باشند. حضرت برای سروری بر مردم دو شرط دارد : 1- به خود سروری کنند 2- این سروری نظام دار و ساختارمند باشد؛ چون به فرد نمی شود اعتماد کرد (ممکن است افراد متزلزل شوند). بخل ورزیدن به نفس خود در جایی که برای تو روشن نیست یا روا نیست تو از آن استفاده کنی(جنبه فردي). بخل ورزیدن به نفس؛ یعنی به انصاف واداشتن نفس به آنچه که دوست دارد و یا ناخوش می دارد. (جنبه اجتماعی) بخل ورزیدن؛ یعنی رعایت قاعده انصاف (هر کاری که درباره دیگری می خواهی انجام دهی خودت را جای او قرار بده). برای عدالت ورزی، اول باید بر هوی نفس خود غالب شوید: « قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ الْعَدْلَ َفكَانَ أَوَّلَ عَدْلِهِ نَفْيُ الْهَوَى عَنْ نَفْسِه؛خود را ملزم به عدالت نموده، و نخستين مرحله عدالتش اين است كه خواسته هاى دل را بيرون رانده»[1]. نکته دیگر این بخش از نامه این است که اگر کسی می خواهد خودش را بر منصب امر قرار دهد؛ انجام این امور بر او فرض ( واجب) است[2]. امام در جاهای مختلف نهج البلاغه می فرمایند: « من چیزی را به شما نگفتم الا اینکه در عمل به آن از شما پیشی گرفتم و شما را از چیزی باز نداشتم الا اینکه اول خودم را باز داشتم». رابطه انسان با دیگران به رغم آنكه در قسمت هاي پيشين اين نامه رابطه حاكم با ساير انسان ها مورد توجه قرار گرفته به لحاظ اهميتي كه در امر حكومت و مديريت دارد بازگشت دوباره اي به آن شده است. «وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ، وَﭐلْمَحَبَّةَ لَهُمْ، وَاللُّطْفَ بِهِمْ، وَ لاَ تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ، فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَكَ فِيالدِّينِ، أَوْ نَظِيرٌ لَكَ فِيﭐلْخَلْقِ؛ دل خود را سرشار از مهر و محبت و لطف با رعيت ساز، و بر آنان چون حيواني درنده مباش كه خوردنشان را غنيمت شماري، زيرا آنان دو گروهند، يا براداران ديني تو هستند و يا همنوعان تو در آفرينش». لام در للرعيه ، لام جنس و استغراق است اما در اينجا همه
رعيت و به تعبير امروزيان همه شهروندان را شامل مي شود و با كلمات رحمت و محبت در
کنار هم آمده كه نشانگر توجه به اهميت محبت قلبی حاكم به مردم است. این جمله جای تأمل دارد. نمی گوید این مردم خوب و یا بد
هستند . همه مردم را باید دوست داشت. البته دوست داشتن مراتب دارد. رحمت شامل حال
همه افراد است و محبت می تواند شامل حال کسی بشود که دوستش نداشته باشیم. مردم را باید دوست داشت البته دوست داشتن مراتب دارد. رحمت شامل حال همه افراد است و محبت می تواند شامل حال کسی بشود که دوستش نداشته باشیم. دوستی از عمل خوب یا از زیبایی ها حاصل می شود. انسان عارف در جهان ، زشت نمی بیند. انسان می تواند به درجه ای برسد که اصلاً در دنیا زشتی نبیند. حضرت به مالک می فرماید هرگز به مردم دریدگی نکن. (در عبارت"لاتکونن" که فعل نهی موکد است امام مالک را منع می کند)آدم هایی که قرار است مورد رحمت تو قرار بگیرند، یا برادران دینی تو هستند یا نظیران تو در آفرینش . نکات مورد توجه در ارتباط با مردم: 1- محبت همه انسان ها را در دل خود جای دهیم . 2- به همه انسان ها لطف کنیم حتی در جایی که حقی هم ندارند، آنان را مستحق بشماریم و چیزی هم به آنان بدهیم. 3- نسبت به مردم به چشم طعمه نگاه نکنیم بلکه آنان را بالاتر از خودمان بدانیم؛ البته کرامت انسان نباید زیر سئوال برود. به این دلیل که همه انسان ها با ما در خلق و آفرینش یکی هستند. 4- امير مومنان در جايي از نهج البلاغه در بيان ويژگي هاي پارسايان نكته اي را آورده كه مبيّن اوج فروتني اينان نزد خودشان است تا هيچ وقت به مردم به ديده ي تكبّر ننگرند[3]. [1] نک:خطبه 87 . . .[2] قصار 73« وَ قَالَ (
عليهالسلام )مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ
لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ
وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ
نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ
مُؤَدِّبِهِمْ «.
[3] . « خدايا مرا برتر از آن قرار ده كه درباره ام مي پندارند ، و ببخشاي آن گناهانم را كه آنان نمي دانند». خ 193، ص305
موضوعات مرتبط: امام علی و نهج البلاغه، خلاصه کلاسها(نهج البلاغه) برچسبها: خلاصه نامه 53, دوره تفسیر عرفانی نهج البلاغه, نهج البلاغه, امام علي ع [ سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ ] [ 9:39 ] [ گمنـــــــــام ]
|
| |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||