نـــــــــارون
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید

نگاه اسلام به زن مانند دیگر ادیان با فراز و فرود همراه نیست

زن در ادیان توحیدی و غیرتوحیدی دارای جایگاه و منزلت متفاوتی است. نظرات تحریف شده کتاب‎‎های مقدس، سبب شد در آیین یهود، زن و دختر را مایه ننگ بدانند. در آیین مسیحیت نیز ارزش زن به‎جایگاه واقعی نرسید و پس از حضرت عیسی (علیه‎السلام) سقوط کرد. با ظهور اسلام، دریچه‎‎های روشنایی به‎سوی زن باز شد. در اسلام ارزش ویژه‎ای به زن بخشیده شد و پیامبر اسلام (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) با گرامی‎داشت زنان و به‎ویژه تکریم دخترش فاطمه (سلام‎الله‎علیها) نقش مؤثری در باطل کردن سنت‎‎های خرافی جاهلیت داشت. در گفت‎وگو با دکتر بخشعلی قنبری، عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، به بررسی نقش زن در ادیان ابراهیمی پرداختیم که اکنون از نظر شما می‎گذرد.

آقای دکتر! اگر بخواهيم با توجه به قدمت تاريخي اديان ابراهيمي وارد بحث شویم، در ابتدا بفرماييد نگاه یهودیت به زن چگونه بوده است؟ در متون دینی یهود، نگاه به زن همیشه و همه جا یکسان نیست، در مواردی می‎بینیم که جایگاه زن بسیار ضعیف، پایین و درجه دوم است مثلا در بعضی‎ جا‎ها آمده که اگر قرار است کسی به جهنم برود، زن‎‎ها به جهنم می‎روند و مرد‎ها به جهنم نمی‎روند! اما در بعضی جا‎ها این نگاه متفاوت است و یک‎باره فضا تغییر می‎کند و زنی در طول تاریخ یهود کاری را انجام می‎دهد که نگرش‎‎ها کاملا به زن تغییر می‎کند و حتی کار به‎جایی می‎رسد که در دین یهود با بحثی بهنام «نبیه‎ها»، یعنی پیغمبران زن مواجه هستیم؛ بنابراین براساس این دیدگاه زنان به قدری جایگاه والایی پیدا می‎کنند که از میان‎شان پیغمبر به ظهور می‎رسد که عناوین برخی از آن‎ها در بعضی از منابع ذکر شده و حتی نوشته‎‎های این زنان به‎عنوان بخشی از کتاب مقدس یهودیان مطرح شده است. مثلا کتاب «روت» که نوشته‎‎های یک زن است، به‎عنوان یکی از متن‎‎های سی‎ونهگانه عهد عتیق، از دید یهودیان مقدس است، یا مثلا کتاب «استر» از دید یهودیان به‎عنوان یک کتاب مقدس محسوب می‎شود و این نشان‎دهنده این است که این زنان جایگاه بسیار والایی در دین یهود دارند؛ از این جهت جایگاه زن در یهود بسیار بسیار متعالی است.
در کتاب مقدس یهودیان توجه به زن از این جهت که زن را تا حد یک نبی بالا می‎برند، خیلی مهم است، اما در عین‎حال در مواردی این وضعیت نقض می‎شود، مثلا به لحاظ نظری در یهود، اعتقاد بر این است که زن از مرد و برای مرد است.

آيا منظور از این‎که زن از مرد است، به همان داستان آفرینش زن و مرد برميگردد که زن از دنده مرد آفریده شده است؟ بله! در آیات آغازین عهد عتیق یعنی سِفر پیدایش این نظریه مشهود است؛ چون اول آدم آفریده می‎شود و قرار بود که براساس دستور یهوه فقط آدم آفریده شود، اما وقتی آدم احساس می‎کند که تنهاست و روحیه به دوش کشیدن رسالت مدنظر را ندارد. یهوه، او را به خواب می‎برد، وقتی که بیدار می‎شود از دنده سیزدهم آدم، حوا آفریده می‎شود. حوا هم به معنای حیات است، یعنی حوا به‎عنوان زن به آدم حیات می‎بخشد، لذا می‎بینید که اولا زن از مرد است. ثانیا برای مرد است، چون مرد نیاز به زن داشت و برای تأمین نیاز مرد، زن آفریده شد. در این‎جا وقتی نگاه می‎کنید می‎بینید که یک نگاه نظری درجه دوم به زن وجود دارد، اما بعد‎ها این نگرش تعالی پیدا می‎کند و در نتیجه به‎جایی می‎رسد که زن پیغمبر می‎شود. در ادامه این‎روند نگاه بدبینانه به زن نيز در تورات وجود دارد؛ چنانكه عامل گمراهی مرد، زن محسوب می‎شود؛ چون وقتی شیطان پیام خودش را به‎واسطه مار وارد بهشت ميكند و مار به‎سراغ حضرت آدم ميرود، حضرت آدم آنرا قبول نميكند، اما مار پیش حضرت حوا ميرود و این حواست که پیام گمراهی شیطان را پذیرفته و از میوه درخت ممنوعه ميخورد، البته به آدم هم ميگويد و آدم نيز نميتواند نظر ایشان را برگرداند و نهایتا حوا ميرود و از آن میوه خورده و به آدم هم ميدهد و ایشان هم میوه را ميخورد و به اين ترتيب اول حوا و بعد آدم گمراه ميشوند. این نگاه نظری دین یهود به زن است، اما بعد‎ها زنان کار‎هایی را انجام می‎دهند که به مقام نبیه ارتقا پیدا می‎کنند.

نگاه مسیحیت به زن چگونه بوده است؛ با توجه به نقش مهم حضرت مریم در دین مسیحیت، به‎نظر می‎رسد باید وضعیت کمی بهتر شده باشد؟ در مسیحیت وضعیت به گونه دیگری است، البته مسیحیان به لحاظ نظری، عهد جدیدشان نمی‎تواند تمام نیاز‎های آن‎ها را تأمین کند به همین دلیل بعد از مدتی مسیحیان به این نتیجه می‎رسند که برای تأمین بخش‎‎های نظری دین خودشان ناچارا عهد عتیق را بپذیرند و لذا به این صورت عهد عتیق را پذیرفتند و پذیرش مباحث نظری عهد عتیق در واقع در مسیحیت یک تغییراتی را به‎وجود آورد. به‎دلیل این‎که رفتار حضرت عیسی (علیه‎السلام) به‎عنوان بانی دین مسیحیت با زنان رفتار مناسبی بود و نه‎تنها حضرت عیسی (علیه‎السلام) با زنان خوب و صالح برخورد بسیار نیکویی داشت، بلکه به‎سراغ بدترین زنان آن زمان یعنی «مریم مجدلیه» که به‎عنوان زن فاحشه مطرح بود، رفت و باعث شد که این زن از حال غیر اخلاقی خارج شود و به‎عنوان اولین زن عارف مسیحی شناخته شود، منتها بعد از حضرت عیسی (علیه‎السلام)، حواریون که تحت تأثیر اندیشه یهود بودند و پولوس كه به‎عنوان بنیانگذار دوم مسیحیت مشهود و معروف است، نسبت به زنان همان دید درجه دو را مطرح می‎کنند؛ مثلا پولوس در نامه‎‎هایی که می‎نویسد صراحتا اشاره دارد که زن‎ها می‎توانند وارد کلیسا شوند، اما هرگز نباید برابر با مرد تلقی شوند و یا بالاتر از او قرار گیرند؛ یعنی اجازه برابری زن و مرد در امور دینی داده نمی‎شود. بعد‎ها دیدگاه کلیسا مدنظر قرار می‎گیرد و به هرحال زن تا مدت‎‎ها جایگاه درجه دومی را داشت. وجود حضرت مریم (سلام‎الله‎علیها) باعث شد که زنان مسیحی برخلاف زنان یهودی در دوره‎‎های پس از پیامبرشان جایگاه والاتری را پیدا کنند به این معنا که اگر دین یهود را مورد بررسی قرار دهیم، تقریبا در دین یهود زن عارف به هیچ وجه وجود ندارد یا اگر وجود داشته باشد، آن‎قدر گمنام است که آثارش به دست امروزی‎‎ها نرسیده است، اما زنان مسیحی به دو دلیل توانستند جایگاه خودشان را در عرفان ارتقاء بخشند؛ اولین دلیل وجود خود حضرت عیسی (علیه‎السلام) بود که به زعم مسیحیان ازدواج نکرد، اما یک نظریه‎ای را بهنام نکاح روحانی مطرح کرد که اگر کسی می‎خواهد به خدای پدر برسد، باید از راه من به این مقصد برسد و چون قیدی مطرح نکرد که فقط مردان می‎توانند این کار را انجام دهند، لذا براساس آن زنان و مردان مسیحی که می‎خواستند به نزد خداوند بروند، اول از همه با حضرت عیسی (علیه‎السلام) ازدواج معنوی می‎کردند و این برگ برنده‎ای برای زنان بود که ازدواج روحانی زنان با حضرت عیسی (علیه‎السلام) بیشتر معنا پیداکرد و از این جهت در واقع زنان مسیحی ارتقاء پیدا کردند. به علاوه وجود حضرت مریم (سلام‎الله‎علیها) ـ به‎عنوان مادر عیسی یا به تعبیر پاره‎ای از الهی‎دانان مسیحی به‎عنوان رحمی که کلمه خدا در او پرورش یافت ـ باعث شد که زنان مسیحی در عرفان ارتقای بسیار بیشتری پیدا کنند، به علاوه حتی کار به‎جایی رسید که عارفان مسیحی از پارادایم رابطه زنانه با خدا در ارتقای بشر استفاده می‎کردند. مثلا مایستر اکهارت می‎گفت: اگر کسی می‎خواهد با خداوند ارتباط داشته باشد باید مانند کلمه الهی را در درون خود بزاید، بهترین زنان کسانی هستند که بچه‎دار شوند و بالاتر از این‎ها زنانی هستند که بچه‎‎های زیادی را به دنیا بیاورند و بالاتر از همه این‎ها زنانی هستند که در یک روز هزار تا بچه به دنیا می‎آورند و با کنایه از این تعبیر می‎گوید اگر انسان بتواند به سان زن، کلمه الهی یا خدا را در درون خود روزی هزار بار به‎وجود بیاورد و خود را متولد سازد، لذا این شخص به خدا نزدیک‎تر است. بنابراین‎جایگاه زن دست کم در حوزه عرفان در مسیحیت، توانست به مراتب بیشتر از یهود پیشرفت بکند.

ظهور اسلام در زمانه نامناسبی برای زنان اتفاق افتاد که بدترین آن زنده به گور کردن دختران بود؛ دین اسلام چه جایگاهی را برای زن ایجاد کرد؟
در اسلام، نکاتی مطرح است که در بعضی از این ادیان کمتر مطرح شده؛ مثلا به لحاظ نظری در اسلام در باب خلقت زن دو نظر وجود دارد که برخاسته از آیه اول سوره نساء است که علما در این‎باره دو نظر مطرح کردند؛ یک نظر این است که مثل یهود بگويیم که اولین مخلوق خداوند آدم است و زن از آدم آفریده شده است. کسانی که این نظر را پذیرفته‎اند، براساس آیات نخستین سوره نساء کلمه نفس واحده را به آدم تعبیر کرده‎اند و گفته‎اند که وقتی خداوند می‎فرماید ما شما را از نفس واحده آفریدیم و همسرش را از همان نفس واحده آفریدیم. می‎گویند در واقع نفس واحده همان آدم است و لذا اگر این تفسیر از این آیه را بپذیریم، در خلقت بین این دو دین سامی (ابراهیمی) ارتباط مستقیم و هم‎نظری وجود دارد. بعضي در تفسیر قرآن این نظر را دارند و در ذیل آیات مربوطه به این صورت تفسیر کردند، اما بنده به دلایلی معتقدم آن نفس واحده، آدم نیست بلکه امری فراتر از جنسیت است. از این جهت نظر دین مبین اسلام براساس این آیات ذکر شده نه تنها با یهود و مسیحیت اختلاف دارد، بلکه اسلام با دین زرتشتی هم نظر می‎شود، چون در دین زرتشتی هم هست که «نه مشی بود و نه مشیانه بلکه کیومرث بود، کیومرث کشته شد و قطره‎ای از خونش روی زمین جاری شد و از آن قطره ریواس دو شاخه‎ای به‎وجود آمد که یکی مشی [یعنی آدم] و دومی مشیانه [یعنی حواست].» به‎نظرم این آیات را باید به‎گونه‎ای دیگر تفسیر کرد. همچنین تأییداتی در قرآن هست که این نظریه را تأیید می‎کند. در یهود عامل گمراهی انسان، حوا شمرده شده است؛ در حالی‎که در قرآن دست کم در بعضی از آیات این‎گونه نیست. مثلا صراحتا قرآن اشاره می‎کند که شیطان، هم آدم و هم حوا را گمراه کرد. بنابراین براساس این‎ها تفاوتی بین نظر دین مبین اسلام براساس قرآن با ادیان یهود و مسیحیت وجود دارد که البته با دین زرتشتی کاملا هم نظر است. اگر ما این نظر دوم را بپذیریم طبیعتا یک نتایجی به بار خواهد آمد که در نظریه اول شاید وجود نداشته باشد.

پیامبر اسلام (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) توجه ویژه‎ای به زنان و خصوصا دختر خودشان حضرت فاطمه زهرا (سلام‎الله‎علیها) داشتند، این توجه و سخنان ایشان در این‎باره - که زیاد هم هست - چه تأثیراتی را در پي داشت؟ بر اساس این‎ها تفاوت پیشرفت و جایگاه زن در اسلام، البته از دو دین یهود و مسیحی بالاتر است؛ به‎دلیل این‎که دین یهود و مسیحیت در مکان‎‎هایی با فرهنگ‎‎هایی به ظهور رسیدند که اصلا و ابدا با دین اسلام سازگاری نداشتند، به‎دلیل این‎که اسلام در سرزمین عربستان به ظهور رسید که در این سرزمین برخورد بسیار نامناسبی با زن وجود داشت و حتي بعضاً موجودیتی را برای زن به رسمیت نمی‎شناختند. از این جهت وقتی پیامبر اسلام (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) ظهور می‎کند، اولا موجودیت زن را به رسمیت می‎شناسد. ثانیا از شش فرزند حضرت رسول (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) دو فرزند اول که پسر بودند از دنیا می‎روند و پیغمبر (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) فقط دختر دارد که اعراب جاهلی نمی‎توانستند این را قبول کنند و شگفت این‎جاست که پیغمبر اسلام (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) با همین دختران و در رأس آن‎ها حضرت فاطمه زهرا (سلام‎الله‎علیها)، فرهنگ توجه به زن را مطرح می‎کنند و لذا در گام نخست، زن از کشته شدن نجات پیدا می‎کند. پیامبر اسلام (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) نه تنها جلوی این کار‎ها را می‎گیرد، بلكه موجودیت زن را نيز به رسمیت ميشناسند، اعمال بسیار سنبلیکی که پیامبر (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) در رویکرد به زن انجام می‎دهند و به‎ویژه توجهات بسیار زیادی که به حضرت زهرا (سلام‎الله‎علیها)دارند، به‎تدریج جایگاه زن را بالا و بالاتر می‎برد و همین امر باعث می‎شود که در دوره‎‎های بعدی وضعیت زن مناسب‎تر شود، هرچند که به‎نظر می‎رسد بعد‎ها در فرهنگ اسلامی تحت تأثیر فرهنگ یهود و با بهره‎گیری از اسراییلیاتی که وارد روایات ما شده است، درصدد برمی‎آیند که جلوی این پیشرفت و ارتقاء را بگیرند که البته بعضا موفق هم می‎شوند و در مقابل هم صاحب‎نظران و دانشمندانی هستند که نظریات دیگری را مطرح می‎کنند تا زن به‎جایگاه والای خود نزدیک شود.

 

به نقل از هفته نامه پنجره .2اردیبهشت 91 .شماره 131.صص46-47.

جایگاه زن در ادیان ابراهیمی در گفت‎وگو با دکتر بخشعلي قنبری//جواد نصیری اوانکی
موضوعات مرتبط: اسلام و دین پژوهی
برچسب‌ها: زن, ادیان, اسلام, حضرت محمد ص
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 10:50 ] [ گمنـــــــــام ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نارون، وبلاگ اختصاصی دکتر بخشعلی قنبری پیرامون فعالیت‌های علمی ـ پژوهشی در زمینه ادیان و عرفان و نهج‌البلاغه و مثنوی

این وبلاگ توسط دانشجویان استاد بخشعلی قنبری اداره می‌شود.

*************************
کانال اختصاصی دکتر قنبری در پیام‌رسان‌های تلگرام و  سروش و ایتا:
https://telegram.me/Dr_qanbari
http://sapp.ir/bang_e_mana
http://eitaa.com/bang_e_mana
****************************
صفحه اختصاصی دکتر بخشعلی قنبری در اینستاگرام:
https://www.instagram.com/bang_mana/
****************************
صفحه اختصاصی دکتر بخشعلی قنبری در فیس‌بوک:
https://www.facebook.com/bang.e.mana/
****************************
انتشارات نوشناخت #ناشر آثار دکتر#بخشعلی_قنبری
https://www.instagram.com/no.shenakht/
****************************
Naarvan, Dr. Bakhshali Ghanbari's
Personal Blog about Scientific  Research Activities in the field of Religion and Mysticism and  Nahj ul-Balāghah and  Masnavi

This blog is run by students of Dr. Bakhshali Ghanbari.

برای آگاهی از جدید ترین مطالب وبلاگ ، ایمیل خود را وارد نمایید :